فرهنگ آریان‌پور

بیمارگونه

#۴۰٬۹۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

bum

(past: bummed ; past participle: bummed) ـ [adj. & vi. & n]: آدم مفت خور یا ولگرد، ولگردى یا مفت خورى کردن، بحد افراط مشروب نوشیدن

۲

green

سبز، خرم، تازه، ترو تازه، نارس، بى تجربه، رنگ سبز، (در جمع) سبزیجات، سبز شدن، سبز کردن، سبزه، چمن، معتدل

۳

ailing

آزردن، پریشان کردن، درد یا کسالتى داشتن، مانع شدن، عقب انداختن

۴

morbid

ناسالم، ناخوش، ویژه ناخوشى، مریض، وحشت آور

۵

sickly

بیمار، ناخوش، ناتوان، رنجور

۶

unwell

بدحال، ناخوش، ناپاک

۷

pathological

وابسته به ناخوشى شناسى