فرهنگ آریانپور
بیمارگونه
#۴۰٬۹۸۴
bum
(past: bummed ; past participle: bummed) ـ [adj. & vi. & n]: آدم مفت خور یا ولگرد، ولگردى یا مفت خورى کردن، بحد افراط مشروب نوشیدن
green
سبز، خرم، تازه، ترو تازه، نارس، بى تجربه، رنگ سبز، (در جمع) سبزیجات، سبز شدن، سبز کردن، سبزه، چمن، معتدل
ailing
آزردن، پریشان کردن، درد یا کسالتى داشتن، مانع شدن، عقب انداختن
morbid
ناسالم، ناخوش، ویژه ناخوشى، مریض، وحشت آور
sickly
بیمار، ناخوش، ناتوان، رنجور
unwell
بدحال، ناخوش، ناپاک
pathological
وابسته به ناخوشى شناسى