فرهنگ آریان‌پور

بیمار کردن

#۴۰٬۹۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

sicken

مریض کردن یا شدن، بیمار کردن، ناخوش کردن

۲

disorder

بى نظمى، اختلال، بى ترتیبى، آشفتگى، کسالت، بر هم زدن، مختل کردن