واژههای فارسی←بیمار ساختنفرهنگ آریانپوربیمار ساختن#۴۰٬۹۵۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱indispose(معنى مجازى) نا مناسب کردن، ناجور کردن، مریض کردن، بیمار ساختن، بى میل کردن، آماده ساختنواژههای نزدیک در الفبابیاوبرومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبیاهومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبیایندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبیباپمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبیباکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبیباکیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر