واژههای فارسی←بیمار بستریفرهنگ آریانپوربیمار بستری#۴۰٬۹۴۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱inpatientبیمارى که در بیمارستان مى خوابد، بیمار بسترى۲bedriddenبسترى، بیمار، علیل shutinواژههای نزدیک در الفبابیاوبرومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبیاهومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبیایندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبیباپمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبیباکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبیباکیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر