فرهنگ آریان‌پور

بیمار بستری

#۴۰٬۹۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

inpatient

بیمارى که در بیمارستان مى خوابد، بیمار بسترى

۲

bedridden

بسترى، بیمار، علیل shutin