فرهنگ آریان‌پور

بیمار

#۴۰٬۹۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

woozy

بیمار، کسل، گیج و منگ

۲

sickly

بیمار، ناخوش، ناتوان، رنجور

۳

ill

ناخوش، رنجور، سوء، خراب، خطر ناک، ناشى، مشکل، سخت، بیمار، بد، زیان آور، به بدى، به طور ناقص، از روى بدخواهى و شرارت، غیر دوستانه، زیان

۴

sick

ناخوش، بیمار، ناساز، ناتندرست، مریض، مریض شدن، (سگ را) کیش کردن، برانگیختن، جستجو کردن، علامت چاپى است به معنى " عمداً چنین نوشته شده "

۵

bedrid

بسترى، بیمار، علیل

۶

bedfast

بسترى، بیمار، علیل

۷

patient

شکیبا، بردبار، صبور، از روى بردبارى، پذیرش، بیمار، مریض

۸

bedridden

بسترى، بیمار، علیل

۹

unhealthy

ناتندرست، ناسالم، ناخوش، ناخوشى آور، غیر سالم، بیمار

۱۰

happy go lucky

الله بختى، برحسب تصادف، لاقید، لا ابالى، آسان گذران، بیمار

۱۱

poorly

فقیر، مسکین، بینوا، بى پول، مستمند، معدود، ناچیز، پست، نامرغوب، دون poor خودمانی‌ sickie

۱۲

ailing

آزردن، پریشان کردن، درد یا کسالتى داشتن، مانع شدن، عقب انداختن

۱۳

affected

ساختگى، آمیخته با ناز و تکبر، تحت تاثیر واقع شده

۱۴

diseased

ناخوش، معیوب، فاسد