بیمار
#۴۰٬۹۳۸
woozy
بیمار، کسل، گیج و منگ
sickly
بیمار، ناخوش، ناتوان، رنجور
ill
ناخوش، رنجور، سوء، خراب، خطر ناک، ناشى، مشکل، سخت، بیمار، بد، زیان آور، به بدى، به طور ناقص، از روى بدخواهى و شرارت، غیر دوستانه، زیان
sick
ناخوش، بیمار، ناساز، ناتندرست، مریض، مریض شدن، (سگ را) کیش کردن، برانگیختن، جستجو کردن، علامت چاپى است به معنى " عمداً چنین نوشته شده "
bedrid
بسترى، بیمار، علیل
bedfast
بسترى، بیمار، علیل
patient
شکیبا، بردبار، صبور، از روى بردبارى، پذیرش، بیمار، مریض
bedridden
بسترى، بیمار، علیل
unhealthy
ناتندرست، ناسالم، ناخوش، ناخوشى آور، غیر سالم، بیمار
happy go lucky
الله بختى، برحسب تصادف، لاقید، لا ابالى، آسان گذران، بیمار
poorly
فقیر، مسکین، بینوا، بى پول، مستمند، معدود، ناچیز، پست، نامرغوب، دون poor خودمانی sickie
ailing
آزردن، پریشان کردن، درد یا کسالتى داشتن، مانع شدن، عقب انداختن
affected
ساختگى، آمیخته با ناز و تکبر، تحت تاثیر واقع شده
diseased
ناخوش، معیوب، فاسد