بیگانه
#۴۰٬۸۵۸
alien
بیگانه، خارجى، (مجازى) مخالف، مغایر، ناسازگار، غریبه بودن، ناسازگار بودن
exotic
بیگانه، عجیب و غریب، مرموز، خوش رنگ
foreign
بیگانه، خارجى، بیرونى، ناجور، نامناسب
foreigner
بیگانه، خارجى، بیرونى، ناجور، نامناسب foreign
barbarian
بیگانه، اجنبى، آدم وحشى یا بربرى
peregrine
بیگانه، از خارجه آمده، مسافر، (جانور شناسى) قوش تیز پر
only
فقط، تنها، محض، بس، بیگانه، عمده، صرفاً، منحصراً، یگانه، فقط بخاطر
abroad
پهن، گسترش یافته، وسیع، خارج، بیرون، خارج از کشور، بیگانه، ممالک بیگانه
gringo
(میان آمریکائى هاى اسپانیولى) خارجى، بیگانه، خصوصا انگلیسى یا آمریکایى
oversea
آن طرف دریا (ها)، متعلق به ماوراء دریاها، (مجازى) بیگانه، خارجى
strange
ناشناس، بیگانه، خارجى، غریبه، عجیب، غیر متجانس
publican
مامور وصول مالیات، بیگانه، صاحب میخانه
stranger
ناشناس، بیگانه، خارجى، غریبه، عجیب، غیر متجانس
barbarous
وحشى، بى تربیت، بیگانه، غیر مصطلح
tramontane
واقع در ماوراء جبال آلپ، بیگانه، ورا کوهى
outsider
بیرون، برون، ظاهر، محیط، دست بالا، برونى