فرهنگ آریان‌پور

بیعانه

#۴۰٬۸۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

earnest money

بیعانه، پیش بها

۲

pledge

در گروگان، گرو، وثیقه، ضمانت، بیعانه، باده نوشى به سلامتى کسى، به سلامتى، نوش، تعهد و التزام، گرو گذاشتن، به سلامتى کسى باده نوشیدن، متعهد شدن، التزام دادن

۳

deposit

ته نشین کردن، گذاشتن، کنار گذاشتن، ذخیره سپردن، به حساب بانک گذاشتن، سپردن پول، بیعانه، گرو، ته نشین، سپرده، ته نشست

۴

earnest

جدى، دلگرم، با حرارت، مشتاق، صمیمانه، سنگین، علاقه شدید به چیزى، وثیقه، بیعانه

۵

prepayment

پیش پرداخت، پیش قسط upfront