فرهنگ آریان‌پور

بیطرف

#۴۰٬۷۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

impartial

بیطرف، بیغرض، راست بین، عادل، منصفانه

۲

nonpartisan

بیطرف

۳

unattaiated

بیطرف

۴

neutral

خنثى، بى طرف، بیطرف، بدون جانبدارى، بیرنگ، نادر گیر

۵

unaligned

بدون صف آرایى، غیر وابسته به حزب، غیر متشکل، بیطرف

۶

indifferent

خونسرد، لاقید، بیطرف، بى تمایل، جزیى، بى اثر، ناچیز، نه چندان خوب

۷

irrespective

قطع نظر از، (م.ک.) بیطرف، بى ادب، احترام نگذار، بدون مراعات، صرفنظر از

۸

even handed

منصف، بیطرف، منصفانه