فرهنگ آریان‌پور

بیشینه

#۴۰٬۷۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

maximum

بیشترین، بیشین، بزرگترین و بالاترین رقم، منتهى درجه، بزرگترین، بالاترین، ماکسیمم، بیشینه، حداکثر

۲

peak

قله، به قله رسیدن، نوک، راس، کلاه نوک تیز، (مجازى) منتها درجه، حداکثر، کاکل، فرق سر، دزدیدن، تیز شدن، به صورت نوک تیز درآمدن، به نقطه اوج رسیدن، نحیف شدن

۳

utmost

بیشترین، منت هاى کوشش، حداکثر، دورترین

۴

ceiling

سقف (اطاقى را) تخته پوش کردن، آستر کردن، با پوشال پوشاندن

۵

extreme

بشدت، بافراط

۶

maximal

بیشین، وابسته به حداکثر، وابسته به ضرب المثل

۷

outside

بیرون، برون، ظاهر، محیط، دست بالا، برونى

۸

majority

اکثریت، بیشین، بیشان

۹

extremity

نهایت، حدنهایى، انتها، سر، ته، مضیقه، شدت highwater mark