فرهنگ آریان‌پور

بیشترین

#۴۰٬۷۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

utmost

بیشترین، منت هاى کوشش، حداکثر، دورترین

۲

maximum

بیشترین، بیشین، بزرگترین و بالاترین رقم، منتهى درجه، بزرگترین، بالاترین، ماکسیمم، بیشینه، حداکثر

۳

uttermost

حداعلى، حداکثر، بیشترین

۴

superlative

عالى، بالاترین، بیشترین، درجه عالى، (دستور زبان) صفت عالى، افضل، مبالغه آمیز

۵

most

بیشتر، اساسا

۶

chiefly

رئیس، سر، پیشرو، قائد، سالار، فرمانده، عمده، مهم chief

۷

extreme

بشدت، بافراط

۸

maximal

بیشین، وابسته به حداکثر، وابسته به ضرب المثل

۹

outside

بیرون، برون، ظاهر، محیط، دست بالا، برونى

۱۰

farthest

دورترین، اقصى نقطه، بعیدترین، دورترین نقطه

۱۱

extremity

نهایت، حدنهایى، انتها، سر، ته، مضیقه، شدت