فرهنگ آریان‌پور

بیش‌ از حد

#۴۰٬۵۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

too

زیاد، بیش از حد لزوم، بحد افراط، همچنین، هم، بعلاوه، نیز

۲

hyper

پیشوندى است به معنى " روى " و " بالاى " و " بر فراز " و " ماوراء " و " خارج از حد عادى " و " فوق العاده " و " مافوق " و " اضافه " و " بیش از حد " و " به حد افراط "

۳

inordinate

بى اندازه، بیش از حد، مفرط، غیر معتدل

۴

many

بسیار، زیاد، خیلى، چندین، بسا، گروه، بسیارى

۵

over

بالاى، روى، بالاى سر، بر فراز، آن طرف، در سرتاسر، دربالا، به سوى دیگر، متجاوز از، بالایى، رویى، بیرونى، شفا یافتن، پایان یافتن، به انتها رسیدن پیشوندى است به معنى " زیاد " و " زیاده " و " بیش "

۶

fancy

خیال، وهم، تصور، قوه مخیله، هوس، تجملى، تفننى، علاقه داشتن به، تصور کردن

۷

lavish

فراوانى، وفور، ولخرجى، اسراف کردن، ولخرجى کردن، افراط کردن

۸

exceeding

تجاوز کردن، متجاوز بودن، متجاوز شدن از، تجاوز کردن از، بالغ شدن بر، قدم فراتر نهادن، تخطى کردن از، عقب گذاشتن

۹

excessive

مفرط، بیش از اندازه

۱۰

superlative

عالى، بالاترین، بیشترین، درجه عالى، (دستور زبان) صفت عالى، افضل، مبالغه آمیز

۱۱

superabundant

زیاد، فراوان، وافر، خیلى زیاد، داراى وفور