فرهنگ آریان‌پور

بیزه

#۴۰٬۵۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

filter

صافى، پالونه، آب صاف کردن، تصفیه کردن، پالودن، صاف کردن، چیزى که بعضى پرتوها از آن مى گذرند ولى حایل پرتو هاى دیگر است