فرهنگ آریان‌پور

بیزاری

#۴۰٬۵۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

ennui

بیزارى، دلتنگى، ملالت، خستگى

۲

aversion

بیزارى، نفرت، مخالفت، ناسازگارى، مغایرت

۳

hatred

دشمنى، کینه، عداوت، بغض، بیزارى، تنفر، نفرت

۴

grudge

بى میلى، اکراه، بیزارى، لج، کینه، غرض، غبطه، بخل ورزیدن، لجاجت کردن، غبطه خوردن بر، رشک ورزیدن به، غرغر کردن

۵

horror

دهشت، ترس، خوف، وحشت، مورمور، (معنى مجازى) بیزارى

۶

disgust

بیزار کردن، تنفر، نفرت، بیزارى، انزجار، متنفر کردن

۷

loathing

بى میلى، بیزارى، نفرت، تنفر

۸

abhorrence

تنفر، بیزارى، انزجار، وحشت

۹

alienation

انتقال مالکیت، بیگانگى، بیزارى

۱۰

indisposition

به هم خوردگى، ناخوشى، بى میلى، بیزارى، کسالت، عدم آمادگى

۱۱

allergy

حساسیت نسبت به چیزى

۱۲

dislike

دوست نداشتن، بیزار بودن، مورد تنفر واقع شدن

۱۳

distaste

بى رغبتى، تنفر، بى میلى، بد آمدن، آزردن hatefulness

۱۴

antipathy

احساس مخالف، ناسازگارى، انزجار

۱۵

abomination

زشتى، پلیدى، نفرت، کراهت، نجاست، عمل شنیع

۱۶

detestation

تنفر، نفرت