فرهنگ آریانپور
بیزار کننده
#۴۰٬۴۹۴
repellent
زننده، مانع، دافع، راننده، بیزار کننده
lousy
شپشو، کثیف، چرکین، اکبیرى، نکبت، پست
odious
کراهت آور، نفرت انگیز
nauseous
تهوع آور
sickening
مریض کردن یا شدن، بیمار کردن، ناخوش کردن
loathsome
نفرت انگیز، زننده، دافع، بى رغبت کننده
obnoxious
گزند آور، مضر، زیان بخش، نفرت انگیز، منفور
offensive
مهاجم، متجاوز، اهنانت آور، رنجاننده، کریه، زشت، یورش، حمله
revolting
شورش یا طغیان کردن، اظهار تنفر کردن، طغیان، شورش، به هم خوردگى، انقلاب، شوریدن
despicable
پست، خوار، زبون، نکوهش پذیر، مطرود
detestable
نفرت انگیز، بسیار بد، مکروه، کریه
disgusting
بیزار کردن، تنفر، نفرت، بیزارى، انزجار، متنفر کردن
distasteful
ناخوش آیند