فرهنگ آریان‌پور

بیزار کردن

#۴۰٬۴۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

disgust

بیزار کردن، تنفر، نفرت، بیزارى، انزجار، متنفر کردن

۲

avert

برگرداندن، گردانیدن، دفع کردن، گذراندن، بیزار کردن، بیگانه کردن، منحرف کردن

۳

repel

دفع کردن، رد کردن، نپذیرفتن، جلوگیرى کردن از، بیزار کردن، مقابله کردن

۴

weary

بیزار، خسته، مانده، کسل، بیزار کردن، کسل شدن

۵

loathe

نفرت داشتن از، بیزار بودن، بد دانستن، منزجر بودن، بیزار کردن، سبب بیزارى شدن

۶

disincline

بى میل کردن، بیزار کردن، بى رغبت کردن

۷

sate

سیر کردن، راضى کردن، فرو نشاندن

۸

revolt

شورش یا طغیان کردن، اظهار تنفر کردن، طغیان، شورش، به هم خوردگى، انقلاب، شوریدن

۹

sicken

مریض کردن یا شدن، بیمار کردن، ناخوش کردن

۱۰

nauseate

بالا آوردن، حالت تهوع دست دادن، متنفر ساختن، از رغبت انداختن، منزجر کردن