فرهنگ آریانپور
بیزار بودن
#۴۰٬۴۸۷
irk
خسته شدن، فرسوده شدن، بى میل بودن، بیزار بودن، بد دانستن، رنجاندن، آزردن
hate
نفرت داشتن از، بیزار بودن، کینه ورزیدن، دشمنى، نفرت، تنفر
loathe
نفرت داشتن از، بیزار بودن، بد دانستن، منزجر بودن، بیزار کردن، سبب بیزارى شدن
dislike
دوست نداشتن، بیزار بودن، مورد تنفر واقع شدن
abhor
تنفر داشتن از، بیم داشتن از، ترس داشتن از، ترساندن، ترسیدن
revolt
شورش یا طغیان کردن، اظهار تنفر کردن، طغیان، شورش، به هم خوردگى، انقلاب، شوریدن
despise
خوار شمردن، حقیر شمردن، تحقیر کردن، نفرت داشتن
execrate
مکروه داشتن، نفرت کردن از، بد خواندن
abominate
ناپسند شمردن، مکروه دانستن، تنفر داشتن، نفرت کردن