فرهنگ آریان‌پور

بیزار بودن

#۴۰٬۴۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

irk

خسته شدن، فرسوده شدن، بى میل بودن، بیزار بودن، بد دانستن، رنجاندن، آزردن

۲

hate

نفرت داشتن از، بیزار بودن، کینه ورزیدن، دشمنى، نفرت، تنفر

۳

loathe

نفرت داشتن از، بیزار بودن، بد دانستن، منزجر بودن، بیزار کردن، سبب بیزارى شدن

۴

dislike

دوست نداشتن، بیزار بودن، مورد تنفر واقع شدن

۵

abhor

تنفر داشتن از، بیم داشتن از، ترس داشتن از، ترساندن، ترسیدن

۶

revolt

شورش یا طغیان کردن، اظهار تنفر کردن، طغیان، شورش، به هم خوردگى، انقلاب، شوریدن

۷

despise

خوار شمردن، حقیر شمردن، تحقیر کردن، نفرت داشتن

۸

execrate

مکروه داشتن، نفرت کردن از، بد خواندن

۹

abominate

ناپسند شمردن، مکروه دانستن، تنفر داشتن، نفرت کردن