فرهنگ آریان‌پور

بیزار

#۴۰٬۴۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

weary

بیزار، خسته، مانده، کسل، بیزار کردن، کسل شدن allergic

۲

averse

بیزار، مخالف، متنفر، برخلاف میل

۳

fedup

سیر و بیزار، رنجیده، بیزار

۴

tiredly

(tired =) ـ خسته، سیر، بیزار، خستگى، با خستگى

۵

disgusted

متنفر، بیزار، سیر، ملول

۶

fastidious

سخت گیر، باریک بین، مشکل پسند، بیزار

۷

indisposed

به هم خورده، اندکى ناخوش، بى میل، بیزار

۸

loath loth

بیزارى، بیمیل، بیزار، منفور، خشمگین، خشونت

۹

full

انباشته، تمام، پر، لبریز، کامل (مثل ماه)، بالغ، رسیده، پرى، سیرى، پر کردن، پرشدن، (در بازى پوکر) فول، آکنده، مملو، کامل full hater

۱۰

sick

ناخوش، بیمار، ناساز، ناتندرست، مریض، مریض شدن، (سگ را) کیش کردن، برانگیختن، جستجو کردن، علامت چاپى است به معنى " عمداً چنین نوشته شده "

۱۱

tired

خسته کردن، خسته، از پا درآمدن، فرسودن، لاستیک چرخ، لاستیک، لاستیک زدن به tire

۱۲

reluctant

بى میل

۱۳

antipathetic

فاقد تمایل