فرهنگ آریان‌پور

بیرونی

#۴۰٬۴۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

outer

بیرونى

۲

extern

بیرونى، خارجى، ظاهرى، واقع در خارج، کمک پزشک روزانه

۳

exterior

بیرونى، خارجى، ظاهرى، واقع در سطح خارجى

۴

dooryard

بیرونى، حیاط منزل

۵

out

خارج، بیرون از، خارج از، افشا شده، آشکار، بیرون، خارج از حدود، حذف شده، راه حل، اخراج کردن، اخراج شدن، قطع کردن، کشتن، خاموش کردن، رفتن، ظاهر شدن، فاش شدن، بیرونى out ـ (99)

۶

over

بالاى، روى، بالاى سر، بر فراز، آن طرف، در سرتاسر، دربالا، به سوى دیگر، متجاوز از، بالایى، رویى، بیرونى، شفا یافتن، پایان یافتن، به انتها رسیدن پیشوندى است به معنى " زیاد " و " زیاده " و " بیش " واژه هاى شامل

۷

outdoor

بیرون، بیرونى، صحرایى، در هواى آزاد

۸

outward

(outwards =) ـ به طرف خارج، بیرونى، ظاهرى

۹

acrotic

(پزشکى) سطحى، رویى، بیرونى، خارجى

۱۰

foreign

بیگانه، خارجى، بیرونى، ناجور، نامناسب foreign o'er

۱۱

external

خارج، بیرون، ظاهر، سطح، ظواهر، بیرونى، خارجى

۱۲

cortical

پوستى، بیرونى، غشایى، قشرى

۱۳

outwards

(outward =) ـ به طرف خارج، بیرونى، ظاهرى

۱۴

extrinsic

داراى مبداء خارجى، بیرونى، خارجى، فرعى، جزیى، ضمیمه، اتفاقى، تصادفى، عارضى

۱۵

forecourt

جلوخان