فرهنگ آریانپور
بیرون کشیدن
#۴۰٬۴۶۶
elicit
بیرون کشیدن، استخراج کردن، استنباط کردن
draw
(past: drew ; past participle: drawn) ـ کشیدن، رسم کردن، قرعه کشیدن، قرعه کشى، بیرون کشیدن، دریافت کردن، کشش
evoke
احضار کردن، فراخواندن، برگرداندن، بیرون کشیدن
skink
(جانور شناسى) انواع سوسمارهاى شن زى، سقنقر، بیرون کشیدن، ریختن
extract
استخراج کردن، عصاره گرفتن، بیرون کشیدن، اقتباس کردن، شیره، عصاره، زبده، خلاصه
solicit
درخواست کردن، التماس کردن، خواستن، تقاضا کردن، جلب کردن، تشجیع کردن، خواستار بودن، بیرون کشیدن، وسوسه کردن
aspirate
حلقى، از حلق اداء کردن، با نفس تلفظ کردن، خالى کردن، بیرون کشیدن (گاز یا بخار از ظرفى)، حرف H اول کلمه اى را به طور حلقى تلفظ کردن