فرهنگ آریان‌پور

بیرون‌ کردن

#۴۰٬۴۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

fire

آتش، حریق، (علوم نظامى) شلیک، (مجازى) تندى، حرارت، آتش زدن، افروختن، تفنگ یاتوپ را آتش کردن، بیرون کردن، انگیختن

۲

evict

فیصله دادن، مسترد داشتن، بیرون کردن، خارج کردن، خلع ید کردن

۳

cashier

صندوقدار، تحویلدار، بیرون کردن

۴

dislodge

از جاى خود بیرون کردن، راندن

۵

oust

برکنار کردن، دور کردن، اخراج کردن

۶

rout

با پوزه کاویدن، جمع، گروه، بى نظمى و اغتشاش، به طور آشفته گریزاندن، کاملاً شکست دادن، تار و مار کردن

۷

expel

بیرون انداختن، منفصل کردن، به زور خارج کردن

۸

exclude

محروم کردن، راه ندادن به، بیرون نگاه داشتن از، مانع شدن، مستثنى کردن

۹

discharge

تخلیه، خالى کردن، در کردن (گلوله)، مرخص کردن، اداء کردن، ترشح کردن، انفصال، ترشح، بده