فرهنگ آریانپور
بیرون کردن
#۴۰٬۴۵۴
fire
آتش، حریق، (علوم نظامى) شلیک، (مجازى) تندى، حرارت، آتش زدن، افروختن، تفنگ یاتوپ را آتش کردن، بیرون کردن، انگیختن
evict
فیصله دادن، مسترد داشتن، بیرون کردن، خارج کردن، خلع ید کردن
cashier
صندوقدار، تحویلدار، بیرون کردن
dislodge
از جاى خود بیرون کردن، راندن
oust
برکنار کردن، دور کردن، اخراج کردن
rout
با پوزه کاویدن، جمع، گروه، بى نظمى و اغتشاش، به طور آشفته گریزاندن، کاملاً شکست دادن، تار و مار کردن
expel
بیرون انداختن، منفصل کردن، به زور خارج کردن
exclude
محروم کردن، راه ندادن به، بیرون نگاه داشتن از، مانع شدن، مستثنى کردن
discharge
تخلیه، خالى کردن، در کردن (گلوله)، مرخص کردن، اداء کردن، ترشح کردن، انفصال، ترشح، بده