فرهنگ آریان‌پور

بیرون زدن

#۴۰٬۴۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

jut

پیش رفتن، پیشرفتگى داشتن، جلو رفتن (بیشتر با out یا مانند آن بکارمیرود)، پیش رفتگى، پیش آمدگى

۲

lap

دامن لباس، لبه لباس، سجاف، محیط، محل نشو و نما، آغوش، سرکشیدن، حریصانه خوردن، لیس زدن، با صدا چیزى خوردن، شلپ شلپ کردن، تاه کردن، پیچیدن

۳

butt

شاخ زدن، ضربه زدن، پیش رفتن، پیشرفتگى داشتن، نزدیک یا متصل شدن، بشکه، ته، بیخ، کپل، ته درخت، ته قنداق تفنگ، هدف

۴

gush

ریزش، جریان، فوران، جوش، تراوش، روان شدن، جارى شدن، فواره زدن

۵

spew

قى کردن، فوران کردن (مواد آتشفشانى)، با فشار خارج کردن، بخارج ریختن

۶

bulge

برآمدگى، شکم، تحدب، ورم، بالا رفتگى، صعود، متورم شدن، باد کردن

۷

shoot

(past: shot ; past participle: shot) ـ در کردن (گلوله و غیره)، رها کردن (از کمان و غیره)، پرتاب کردن، زدن، گلوله زدن، رها شدن، آمپول زدن، فیلمبردارى کردن، عکسبردارى کردن، درد کردن، سوزش داشتن، جوانه زدن، انشعاب، رویش انشعابى، رویش شاخه، درد، حرکت تند و چابک، رگه معدن

۸

swell

(past: swelled ; past participle: swollen, swelled) ـ باد کردن، آماس کردن، متورم کردن، باد غرور داشتن، تورم، برجستگى، برجسته، شیک، زیبا (در گویش، آمریکایى) عالى

۹

stick

(past: stuck ; past participle: stuck) ـ چسبیدن، فرورفتن، گیر کردن، گیر افتادن، سوراخ کردن، نصب کردن، الصاق کردن، چوب، عصا، چماق، وضع، چسبندگى، چسبناک، الصاق، تاخیر، پیچ درکار، تحمل کردن، چسباندن، تردید کردن، وقفه

۱۰

extrude

بیرون انداختن، تبعید کردن، دفع کردن، بیرون آمدن، از قالب درآوردن

۱۱

obtrude

بدون تقاضا چیزى را مطرح کردن، مزاحم شدن، متحمل شدن بر، جسارت کردن

۱۲

protrude

برآمدگى داشتن، جلو آمده بودن، تحمیل کردن