فرهنگ آریان‌پور

ادم‌ خسته‌ کننده

#۴٬۰۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

dogs

سگ، سگ نر، میله قلاب دار، گیره، دنبال کردن، مثل سگ دنبال کردن dog

۲

bore

سوراخ، سوراخ کردن، گمانه، سنبیدن، سفتن، نقب زدن، خسته کردن، موى دماغ کسى شدن، خسته شدن، منفذ، مته، وسیله سوراخ کردن، کالیبر تفنگ، (مجازى) خسته کننده

۳

drab

زن شلخته، فاحشه، جنده بازى کردن، یکنواخت و خسته کننده، خاکسترى، کسل کننده