فرهنگ آریان‌پور

بیرون دادن

#۴۰٬۴۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

exhale

بیرون دادن، زفیر کردن، دم برآوردن

۲

exsert

بیرون دادن، برآمده بودن، جلو دادن

۳

ejaculation

بیرون دادن، انزال

۴

give off

بیرون دادن

۵

give out

بیرون دادن، پخش کردن، توزیع کردن، کسر آمدن، تمام شدن، اعلان کردن

۶

emit

ساتع کردن، بیرون دادن، خارج کردن، بیرون ریختن، انتشار نور منتشر کردن

۷

ooze

شیره، شهد، چکیده، جریان، جارى، رسوخ، لجنزار، بستر دریا، تراوش کردن، آهسته جریان یافتن، بیرون دادن، لاى

۸

vent

باد خور گذاردن براى، بیرون ریختن، بیرون دادن، خالى کردن، مخرج، منفذ، دریچه

۹

fling

(past: flung ; past participle: flung) ـ پرت کردن، انداختن، افکندن، پرتاب، جفتک پرانى، بیرون دادن، روانه ساختن

۱۰

evolve

باز کردن، گشادن، بیرون دادن، درآوردن، استنتاج کردن، نمو کردن

۱۱

emission

صدور، نشر، انتشار سهام دولتى و اوراق قرضه و اسکناس، بیرون دادن، خروج، (پزشکى) دفع مایعات

۱۲

throw off

دور انداختن، بیرون دادن، فرار کردن (از تعقیب کنندگان)

۱۳

belch

آروغ زدن، مانند آروغ بیرون آوردن، با زور خارج شدن (مثل گلوله از تفنگ)، با خشونت ادا کردن (مثل فحش و غیره)، آروغ

۱۴

extrude

بیرون انداختن، تبعید کردن، دفع کردن، بیرون آمدن، از قالب درآوردن

۱۵

delivery

تحویل، رهایى، فراغت از زایمان، تسلیم

۱۶

disgorge

استفراغ کردن، خالى کردن، ریختن

۱۷

discharge

تخلیه، خالى کردن، در کردن (گلوله)، مرخص کردن، اداء کردن، ترشح کردن، انفصال، ترشح، بده