فرهنگ آریان‌پور

بیرون بردن

#۴۰٬۳۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

bring off

بیرون بردن، از تهمت تبرئه شدن، به نتیجه موفقیت آمیزى رسیدن

۲

export

صادر کردن، بیرون بردن، کالاى صادره، صادرات

۳

subduct

کشیدن، بیرون بردن، ربودن، تفریق کردن، کسر کردن

۴

evacuate

تهى کردن، خالى کردن، تخلیه مزاج کردن، ترک کردن، محروم کردن