فرهنگ آریان‌پور

بیرون امدن - جوجه -

#۴۰٬۳۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

hatch

دریچه، روزنه، نصفه در، روى تخم نشستن (مرغ)، (مجازى) اندیشیدن، پختن، ایجاد کردن، تخم گذاشتن، تخم دادن، جوجه بیرون آمدن، جوجه گیرى، (مجازى) درآمد، نتیجه، خط انداختن، هاشور زدن