فرهنگ آریان‌پور

بیرون

#۴۰٬۳۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

outdoor

بیرون، بیرونى، صحرایى، در هواى آزاد

۲

outside

بیرون، برون، ظاهر، محیط، دست بالا، برونى

۳

out

خارج، بیرون از، خارج از، افشا شده، آشکار، بیرون، خارج از حدود، حذف شده، راه حل، اخراج کردن، اخراج شدن، قطع کردن، کشتن، خاموش کردن، رفتن، ظاهر شدن، فاش شدن، بیرونى out ـ (99)

۴

away

کنار، یکسو، به یک طرف، دور از، خارج، بیرون از، غایب، درسفر، بیدرنگ، پیوسته، به طور پیوسته، متصلا، مرتبا، از آنجا، از آن زمان، پس از آن، بعد، از آن روى، رفته، بیرون، دور افتاده، دور، فاصله دار، ناجور، متفاوت

۵

forth

از حالا، دور از مکان اصلى، جلو، پیش، پس، این کلمه به صورت پیشوند نیز با معانى فوق به کار مى رود، تمام کردن، بیرون از، مسیر آزاد forth outwardly

۶

abroad

پهن، گسترش یافته، وسیع، خارج، بیرون، خارج از کشور، بیگانه، ممالک بیگانه

۷

surface

رویه، سطح، ظاهر، بیرون، نما، ظاهرى، سطحى، جلا دادن، تسطیح کردن، بالا آمدن (به سطح آب) ـ

۸

without

برون، بیرون، بیرون از، از بیرون، به طرف خارج، آن طرف، فاقد، بدون

۹

external

خارج، بیرون، ظاهر، سطح، ظواهر، بیرونى، خارجى

۱۰

outdoors

خارج از منزل، درهواى آزاد، بیرون

۱۱

exterior

بیرونى، خارجى، ظاهرى، واقع در سطح خارجى

۱۲

similitude

شباهت صورت، بیرون، ظاهر، تشبیه، تمثیل

۱۳

a

حرف اول الفباى انگلیسى، حرف اضافه مثبت