فرهنگ آریانپور
بیروح
#۴۰٬۳۵۰
arid
خشک، بایر، لم یزرع، خالى، بیمزه، بیروح، بى لطافت
meek
فروتن، افتاده، بردبار، حلیم، با حوصله، ملایم، بیروح، خونسرد، مهربان، نجیب، رام
tame
رام، اهلى، بیروح، بیمزه، خودمانى، راه کردن
inert
نا کار، فاقد نیروى جنبش، بیروح، بیجان، ساکن، راکد
vapid
بیمزه، خنک، مرده، بیروح، بى حس، بى حرکت
insipid
بى مزه، بى طعم، (مجازى) بیروح، خسته کننده
exanimate
بیجان، بیروح، مرده، جامد، (مجازى) دل مرده و بى روح، کسل
pedestrian
پیاده، وابسته به پیاده روى، مبتذل، بیروح
dead
مهلک، کشنده، قاتل deadly matteroffact uninspired