فرهنگ آریان‌پور

بیروح

#۴۰٬۳۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

arid

خشک، بایر، لم یزرع، خالى، بیمزه، بیروح، بى لطافت

۲

meek

فروتن، افتاده، بردبار، حلیم، با حوصله، ملایم، بیروح، خونسرد، مهربان، نجیب، رام

۳

tame

رام، اهلى، بیروح، بیمزه، خودمانى، راه کردن

۴

inert

نا کار، فاقد نیروى جنبش، بیروح، بیجان، ساکن، راکد

۵

vapid

بیمزه، خنک، مرده، بیروح، بى حس، بى حرکت

۶

insipid

بى مزه، بى طعم، (مجازى) بیروح، خسته کننده

۷

exanimate

بیجان، بیروح، مرده، جامد، (مجازى) دل مرده و بى روح، کسل

۸

pedestrian

پیاده، وابسته به پیاده روى، مبتذل، بیروح

۹

dead

مهلک، کشنده، قاتل deadly matteroffact uninspired