فرهنگ آریان‌پور

بیربط

#۴۰٬۳۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

disconnected

جدا، سوا، بریده، منفصل، بیربط

۲

rambling

ولگردى، سر گردانى، پریشانى، بى هدفى، کردن، پرسه زدن