فرهنگ آریان‌پور

بیداری

#۴۰٬۳۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

vigilantism

بیدارى، پیروى از اصول جمعیت هاى مذهبى

۲

wake

(past: waked, woke ; past participle: waked, woken) ـ بیدارى، شب زنده دارى، شب نشینى، احیاء، شب زنده دارى کردن، از خواب بیدار کردن، رد پا، دنباله کشتى

۳

rouse

رم دادن، از خواب بیدار شدن، حرکت دادن، به هم زدن، بهیجان در آوردن، مى گسارى، بیدارى

۴

watch

پائیدن، دیدبان، پاسدارى، کشیک، مدت کشیک، ساعت جیبى و مچى، ساعت، مراقبت کردن، مواظب بودن، بر کسى نظارت کردن، پاسدارى کردن

۵

awakening

بیدار کردن، بیدار شدن wakefulness