فرهنگ آریانپور
بیدار ماندن
#۴۰٬۳۰۳
awake
(past: awoke ; past participle: awoken) ـ بیدار شدن، بیدار ماندن، بیدار کردن، بیدار
wake
(past: waked, woke ; past participle: waked, woken) ـ بیدارى، شب زنده دارى، شب نشینى، احیاء، شب زنده دارى کردن، از خواب بیدار کردن، رد پا، دنباله کشتى
watch
پائیدن، دیدبان، پاسدارى، کشیک، مدت کشیک، ساعت جیبى و مچى، ساعت، مراقبت کردن، مواظب بودن، بر کسى نظارت کردن، پاسدارى کردن