فرهنگ آریانپور
بیدار
#۴۰٬۲۹۴
awoke
بیدار
wakeful
بیدار، شب زنده دار، هشیار، گوش به زنگ
wakeing
بیدار
awake
(past: awoke ; past participle: awoken) ـ بیدار شدن، بیدار ماندن، بیدار کردن، بیدار
vigilant
مراقب، هوشیار، گوش به زنگ، بیدار، حساس
up
بالا، روى، بالاى، در بلندى، جلو، بر فراز، سپرى شده، سربالایى، برخاستن، بالا رفتن، صعود کردن، ترقى کردن، بالا بردن یا ترقى دادن، در حال کار up ـ (123)
conscious
هوشیار، به هوش، آگاه، با خبر، ملتفت، وارد
sleepless
بى خواب، بى قرار