فرهنگ آریان‌پور

بیداد راه انداختن - داد -

#۴۰٬۲۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

fulminate

(م.ک.) رعد و برق زدن، غریدن، منفجر شدن، محترق شدن، با تهدید سخن گفتن، داد و بیداد راه انداختن، اعتراض کردن