فرهنگ آریان‌پور

بیجا

#۴۰٬۲۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

amiss

نادرست، غلط، بیمورد، بد، کثیف، گمراه، منحرف، منحط

۲

undue

زیادى، غیر ضرورى، ناروا، بى مورد

۳

unduly

ناروا، بى جهت، بى خود

۴

improper

ناشایسته، نامناسب، بى جا، خارج از نزاکت، ناسره

۵

untimely

نابهنگام، بیموقع، نامعقول، غیر منتظره، بیگاه uncalledfor

۶

untoward

تبه کار، فاسد، خود سر، نامساعد، بد آمد، نامناسب

۷

facetious

شوخ، لوس، اهل شوخى بى جا

۸

gratuitous

رایگان، مفت، بیخود، بلاعوض

۹

inopportune

نابهنگام، بى جا، بى موقع، نامناسب، بى مورد