واژههای فارسی←اب نبات کاراملفرهنگ آریانپوراب نبات کارامل#۴۰۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱caramelقند سوخته، یک جور شیرینى مرکب از قند و شیره و میوه، تافى، رنگ زرد، مایل به قرمزواژههای نزدیک در الفبااب بینیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب بینی بالا کشیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب بینی بالاکشیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب بینی را با صدا بالا کشیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب بینی را بالا کشیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب بینی کسی راه افتادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر