فرهنگ آریانپور
بیانگر
#۴۰٬۱۵۸
explanatory
توضیحى، شرحى، بیانگر، روشنگر
exponent
تعریف کننده، شرح دهنده، نماینده، توان، نما
speaking
(past: spoke ; past participle: spoken) ـ درآییدن، سخن گفتن، حرف زدن، صحبت کردن، تکلم کردن، گفتگو کردن، سخنرانى کردن
expositor
توضیح دهنده
expression
بیان، تجلى، ابراز، کلمه بندى، سیما، قیافه، مبین
expressive
رسا، پرمعنى، حاکى، اشاره کننده، مشعر
communicator
مکاتب، شخص در تماس
illustrative
روشنگر، گویا، توضیح دهنده
demonstrative
اثبات کننده، مدلل کننده، شرح دهنده، صفت اشاره، ضمیر اشاره، اسم اشاره
representative
نمایشگر، نماینده، حاکى از، مشعربر