فرهنگ آریان‌پور

بیابرو کردن

#۴۰٬۰۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

blot

لکه دار کردن یا شدن، لک، لکه، بدنامى، عیب، پاک شدگى

۲

foul

ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف، طوفانى، حیله، جرزنى، بازى بى قاعده، ناپاک کردن، لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، به هم خوردن، گیر کردن، نارو زدن (در بازى) ـ

۳

shame

شرم، خجلت، شرمسارى، آزرم، ننگ، عار، شرمنده کردن، خجالت دادن، ننگین کردن

۴

smirch

لکه، کثافت، ننگ، لکه دار کردن

۵

denigrate

لکه دار کردن، سیاه کردن، بد نام کردن

۶

discredit

بى اعتبارى، بدنامى، بى اعتبار ساختن

۷

disparage

عدم وفق، انکار فضیلت چیزى را کردن، کم گرفتن، بى قدر کردن، پست کردن، بى اعتبار کردن