فرهنگ آریانپور
بیابانی
#۴۰٬۰۳۸
bald
طاس، بى مو، کل، برهنه، (مجازى) بى لطف، ساده، بى ملاحت، عریان، کچل، طاس شدن
wild
وحشى، جنگلى، خود رو، شیفته و دیوانه
waste
هرز دادن، حرام کردن، بیهوده تلف کردن، نیازمند کردن، بى نیرو و قوت کردن، از بین رفتن، باطله، زائد، اتلاف