فرهنگ آریان‌پور

بیا و برو

#۴۰٬۰۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

ado

(atdo =) ـ مصدرحال فعل to do مثل to have ado است به معنى " کار داشتن " و " پرمشغله بودن " و " گرفتارى "

۲

fuss

هایهوى، سر و صدا، نق نق زدن، آشوب، نزاع، هایهو کردن، ایراد گرفتن، خرده گیرى کردن، اعتراض کردن toing and froing

۳

bustle

شلوغى، هایهو، جنبش، تقلا، کوشش، شلوغ کردن، تقلا یا کشمکش کردن

۴

clatter

جو جو یا تلق تلق کردن، صداى به هم خوردن اشیایى مثل بشقاب