فرهنگ آریان‌پور

بی وقفه

#۴۰٬۰۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

uninterrupted

بى وقفه، پیوسته، غیر منقلع، قطع نشده، متوالى، مسلسل

۲

away

کنار، یکسو، به یک طرف، دور از، خارج، بیرون از، غایب، درسفر، بیدرنگ، پیوسته، به طور پیوسته، متصلا، مرتبا، از آنجا، از آن زمان، پس از آن، بعد، از آن روى، رفته، بیرون، دور افتاده، دور، فاصله دار، ناجور، متفاوت

۳

always

همواره، همیشه، پیوسته، همه وقت

۴

eternal

ابدى، ازلى، جاودانى، همیشگى، فناناپذیر، بى پایان، دائمى، پیوسته، مکرر، لایزال، جاوید

۵

nonstop

بدون توقف، یکسره

۶

straight

راست، مستقیم، مستقیما، درست، رک، صریح، بى پرده، راحت، مرتب، عمودى، افقى، به طور سرراست

۷

together

با، با هم، با یکدیگر، متفقا، با همدیگر، بضمیمه، باضافه

۸

ceaseless

پیوسته، دائمى

۹

forthwith

آنا، فوراً، بیدرنگ

۱۰

incessant

لاینقطع، پیوسته، پى در پى، بى پایان

۱۱

perpetual

ابدى، همیشگى، مدام

۱۲

continuous

مداوم، متوالى، پیوسته

۱۳

consecutive

پیاپى، متوالى، پى درپى، پشت سرهم، (دستور زبان) نتیجه اى