فرهنگ آریان‌پور

بی میلی

#۳۹٬۸۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

grudge

بى میلى، اکراه، بیزارى، لج، کینه، غرض، غبطه، بخل ورزیدن، لجاجت کردن، غبطه خوردن بر، رشک ورزیدن به، غرغر کردن

۲

loathing

بى میلى، بیزارى، نفرت، تنفر

۳

reluctance

بى میلى، اکراه، بیزارى، مخالف، مقاومت مغناطیسى unwillingness

۴

reluctancy

بى میلى، اکراه، بیزارى، مخالف، مقاومت مغناطیسى

۵

disaffection

بى میلى، عدم علاقه

۶

disinclination

بى میلى، عدم تمایل، بى رغبتى

۷

dismay

ترسانیدن، بى جرات کردن، ترس، جبن، وحشت زدگى، بى میلى

۸

distaste

بى رغبتى، تنفر، بى میلى، بد آمدن، آزردن

۹

disrelish

بى رغبتى، بى میلى، تنفر، بى رغبت بودن

۱۰

lassitude

سستى، سستى تب، تب سبک، رخوت، خمارى، بى میلى

۱۱

inappetence

بى اشتیاقى، بى میلى، بى علاقگى

۱۲

indisposition

به هم خوردگى، ناخوشى، بى میلى، بیزارى، کسالت، عدم آمادگى

۱۳

disapprobation

(disaproval =) ـ عدم تصویب، رد، بى میلى، تقبیح، مذمت

۱۴

languor

مستى، ضعف، فتور، ماندگى، پژمردگى