فرهنگ آریان‌پور

بی میل کردن

#۳۹٬۸۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

disincline

بى میل کردن، بیزار کردن، بى رغبت کردن

۲

indispose

(معنى مجازى) نا مناسب کردن، ناجور کردن، مریض کردن، بیمار ساختن، بى میل کردن، آماده ساختن