فرهنگ آریانپور
بی میل کردن
#۳۹٬۸۴۵
disincline
بى میل کردن، بیزار کردن، بى رغبت کردن
indispose
(معنى مجازى) نا مناسب کردن، ناجور کردن، مریض کردن، بیمار ساختن، بى میل کردن، آماده ساختن
#۳۹٬۸۴۵
بى میل کردن، بیزار کردن، بى رغبت کردن
(معنى مجازى) نا مناسب کردن، ناجور کردن، مریض کردن، بیمار ساختن، بى میل کردن، آماده ساختن