فرهنگ آریان‌پور

بی مورد

#۳۹٬۸۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

undue

زیادى، غیر ضرورى، ناروا، بى مورد

۲

inapposite

بى جا، بى مورد، بى ربط، نامربوط، ناشایسته، بى موقع

۳

inopportune

نابهنگام، بى جا، بى موقع، نامناسب، بى مورد

۴

unseasonable

نابهنگام، بى مورد، بى موقع، بى جا

۵

moot

بحث، مجلس خطابه و مناظره، انجمن، شورا، مطرح کردن، دادخواهى کردن، قابل بحث

۶

inept

بى عرضه، نا شایسته، ناجور، بى معنى، بى منطق، نادان

۷

paltry

(paultry =) ـ آشغال، چیز آشغال و نا چیز، جزیى uncalledfor unjustified