فرهنگ آریان‌پور

بی مو

#۳۹٬۸۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

hairless

بى مو

۲

glabrous

بى مو، صاف، بدون کرک، طاس

۳

bald

طاس، بى مو، کل، برهنه، (مجازى) بى لطف، ساده، بى ملاحت، عریان، کچل، طاس شدن

۴

smooth

سطح صاف، قسمت صاف هر چیز، هموار، نرم، روان، سلیس، بى تکان، بى مو، صیقلى، ملایم، دلنواز، روان کردن، آرام کردن، تسکین دادن، صاف شدن، ملایم شدن، صاف کردن، بدون اشکال بودن، صافکارى کردن، صاف، هموار کردن