فرهنگ آریان‌پور

بی معنی

#۳۹٬۷۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

meaningless

بى معنى

۲

dumb

زبان بسته، لال، گنگ، بى صدا، کند ذهن، بى معنى، لال کردن، خاموش کردن واژه هاى شامل

۳

hokum

چرند، بى معنى، نمایش سطحى و بد

۴

absurd

پوچ، ناپسند، یاوه، مزخرف، بى معنى، نامعقول، عبث، مضحک

۵

nonsense

یاوه، مهمل، مزخرف، حرف پوچ، بى معنى، خارج از منطق عامیانه‌

۶

senseless

بى حس، بى معنى، احمق، احمقانه

۷

senselessly

بى حس، بى معنى، احمق، احمقانه

۸

crap

دیلار، گندم سیاه، تلخه، تفاله، چرند، نوعى قمار، به دار زدن، قماربازى کردن

۹

empty

تهى، خالى، پوچ، خالى کردن، تهى شدن

۱۰

inane

تهى، بى مغز، پوچ، چرند، فضاى نامحدود، احمق

۱۱

piffle

چرند، ناچیز، من من کردن، حرف بیهوده زدن، مهمل گویى

۱۲

fandango

یک جور رقص اسپانیولى

۱۳

purposeless

بى منظور، بى مقصد، بیخود، بیهوده

۱۴

inexpressive

غیر گویا، نارسا، نرساننده مقصود، گنگ، بیحالت

۱۵

insignificant

ناچیز