فرهنگ آریان‌پور

بی مزه

#۳۹٬۷۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

insipid

بى مزه، بى طعم، (مجازى) بیروح، خسته کننده nambypamby

۲

flat

پهن، تخت، مسطح، هموار، صاف، بى تنوع، یک دست، خنک، بى مزه، قسمت پهن، جلگه، دشت، آپارتمان، قسمتى از یک عمارت

۳

bland

ملایم، شیرین و مطلوب، نجیب، آرام، بى مزه

۴

pap

نوک پستان، ممه، هر چیزى شبیه نوک پستان، قله، خوراک نرم و رقیق (مثل فرنى)، خمیر نرم، تفاله گوشت یا سیب

۵

tame

رام، اهلى، بیروح، بیمزه، خودمانى، راه کردن

۶

trite

پیش پا افتاده، کهنه، مبتذل

۷

colorless

بى رنگ، کم رنگ، رنگ پریده، غیر جالب، بیمزه wishywashy خودمانی‌ naff

۸

tasteless

بیمزه، بى سلیقه، بى ذائقه

۹

flavorless

بدون مزه، بى طعم