فرهنگ آریانپور
بی مبالات
#۳۹٬۶۹۴
remiss
بى مبالات، بى قید، غفلت کار، سست
perfunctory
بارى بهر جهت، سرسرى، بى مبالات
incircumspect
بى احتیاط، بى ملاحظه، بى دقت، بى مبالات
slack
قطع، انقطاع، دامن آویخته و شل لباس یا هر چیز آویخته و شل، (در جمع) شلوار کار کرباسى، سکون، کسادى، شلى، سست، کساد، پشت گوش فراخ، فراموشکار، کند، بطى، سست کردن، شل کردن، فرو نشاندن، کساد کردن، گشاد، شل، ضعیف
caddish
اوباش صفت، بى تربیت، پست
mindless
بیفکر
insensate
بى حس، بیحال، بى عاطفه، بى معنى، بى فکر
negligent
مسامحه کار، بى دقت، فرو گذار، برناس
indiscreet
فاقد حس تشخیص، بى تمیز، بى احتیاط، بى ملاحظه
thoughtless
بى فکر، بى ملاحظه، لاقید، ناشى از بى فکرى unmindful
inconsiderate
بى ملاحظه، بى فکر، سهل انگار، بى پروا