فرهنگ آریان‌پور

بی مایه

#۳۹٬۶۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

frail

نازک، سست، نحیف، شکننده، زودگذر، سست در برابر وسوسه شیطانى، گول خور، بى مایه

۲

one horse

یک اسبه، مخصوص یک اسب، بى مایه، بدتبار

۳

shallow

کم ژرفا، کم عمق، کم آب، سطحى، کم عمق کردن