فرهنگ آریان‌پور

بی‌ گذشت

#۳۹٬۶۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

uncharitable

بى سخاوت، بیرحم، سخت گیر در قضاوت، بى گذشت

۲

hard

سخت، بسختى، مشکل، به زحمت، با درشتى

۳

rigid

سخت، سفت و محکم، نرم نشو، جدى، جامد، صلب

۴

stern

سخت گیر، عبوس، سخت و محکم، عقب کشتى، کشتیدم

۵

inexorable

نرم نشدنى، سخت، سنگدل، بى شفقت، تسلیم نشدنى

۶

relentless

بیرحم

۷

straitlaced

(straightlaced =) ـ با تور محکم بسته شده، کرست بسته، شکم بند دار، منحصر، محدود، درفشار

۸

uncompromising

قطعى، سخت ناسازگار، غیر قابل انعطاف، تسلیم نشو، تمکین ندادنى، مصالحه ناپذیر unforgiving