فرهنگ آریانپور
بی گذشت
#۳۹٬۶۲۸
uncharitable
بى سخاوت، بیرحم، سخت گیر در قضاوت، بى گذشت
hard
سخت، بسختى، مشکل، به زحمت، با درشتى
rigid
سخت، سفت و محکم، نرم نشو، جدى، جامد، صلب
stern
سخت گیر، عبوس، سخت و محکم، عقب کشتى، کشتیدم
inexorable
نرم نشدنى، سخت، سنگدل، بى شفقت، تسلیم نشدنى
relentless
بیرحم
straitlaced
(straightlaced =) ـ با تور محکم بسته شده، کرست بسته، شکم بند دار، منحصر، محدود، درفشار
uncompromising
قطعى، سخت ناسازگار، غیر قابل انعطاف، تسلیم نشو، تمکین ندادنى، مصالحه ناپذیر unforgiving