فرهنگ آریان‌پور

بی‌ کام‌ گر

#۳۹٬۵۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

frustrating

خنثى کردن، هیچ کردن، باطل کردن، ناامید کردن، فکر کسى را خراب کردن، فاسدشدن