فرهنگ آریان‌پور

بی قاعده

#۳۹٬۵۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

ruleless

بى قاعده، بى بربست

۲

irregular

بى قاعده (در مورد فعل)، خلاف قاعده، بى رویه، غیر عادى، غیر معمولى، بى ترتیب، نا مرتب، نا منظم، بى قاعده unsystematic

۳

desultory

بى قاعده، پرت، بى ترتیب، درهم و بر هم، بى ربط

۴

promiscuous

بى قاعده، بى قید در امور جنسى

۵

loose

شل، سست، لق، گشاد، ول، آزاد، بى ربط، هرزه، بى بند و بار، لوس و ننر، بى پایه، بى قاعده، رها کردن، در کردن (گلوله و غیره)، منتفى کردن، برطرف کردن، شل و سست شدن، نرم و آزاد شدن، حل کردن، از قید مسئولیت آزاد ساختن، سبکبار کردن، پرداختن

۶

atypical

غیرمعمولى، بى قاعده

۷

informal

غیر صورى، غیر رسمى، خصوصى، بى قاعده، بى تشرفات

۸

immethodical

بدون اسلوب، بى رویه، بى سبک، بى قاعده، بى ترتیب

۹

rough and tumble

بى نظم و ترتیب، بى قاعده، شلم شوربا