فرهنگ آریانپور
بی قاعده
#۳۹٬۵۲۵
ruleless
بى قاعده، بى بربست
irregular
بى قاعده (در مورد فعل)، خلاف قاعده، بى رویه، غیر عادى، غیر معمولى، بى ترتیب، نا مرتب، نا منظم، بى قاعده unsystematic
desultory
بى قاعده، پرت، بى ترتیب، درهم و بر هم، بى ربط
promiscuous
بى قاعده، بى قید در امور جنسى
loose
شل، سست، لق، گشاد، ول، آزاد، بى ربط، هرزه، بى بند و بار، لوس و ننر، بى پایه، بى قاعده، رها کردن، در کردن (گلوله و غیره)، منتفى کردن، برطرف کردن، شل و سست شدن، نرم و آزاد شدن، حل کردن، از قید مسئولیت آزاد ساختن، سبکبار کردن، پرداختن
atypical
غیرمعمولى، بى قاعده
informal
غیر صورى، غیر رسمى، خصوصى، بى قاعده، بى تشرفات
immethodical
بدون اسلوب، بى رویه، بى سبک، بى قاعده، بى ترتیب
rough and tumble
بى نظم و ترتیب، بى قاعده، شلم شوربا